با توام گوش هی تو گوش کن
یه جاده یه نگاه یه نفس یه احساس
واسه بودن واسه نوشتن سهم تو از این چرخش روز و شب ها
بذار یه کم تو نوشته هام گریه کنم
واسه این که دیگه یه مدت حرفام شده سکوت
اگه این اشکا رو نمی بینین مهم نیست
مهم اینه که هستم هنوز با تو بهار
با برگای سبزت
هنوز ایستادم .... ایستادم رو همین خاک که اونم خستست .. خودش به گفت خسته شده....؟؟؟
س ر ب ا ز
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت
13:26 توسط ک.سالار |


