آنجا که سکوت حضور دارد و تو در این مرداب دوست داری فریاد بزنی

گاه به نازکی لبخندی خوشحالیم
و به یک قطره اشک اندوهگین
من به جاده هایی رفتم که وسعت یک خاک بودند
از جنوب تا مغرب تا معنای کلمه ایرانی
و خلاصه شده در سرباز ... س ر ب ا ز
بودنها و نبودن های بسیار
سوختن دلیل ها و متولد شدن باید ها برای .. زندگی ها
تنفس بوی آزادی در آن سوی سیم خاردارها
چقدر نزدیک و چقدر دور
تحمل .. ساختن .. زندگی کردن .. و سکوت
سکوت سنگین برف.. همان زمستان سرد
صدایت( آزادی) در همین سرما به گوش ناشنوای زمان برسان ..که هستی !!!
که هنوز می خواهی ادامه بدهی گرچه اسیرت کرده اند
در بندی که می گویند خودت خواسته ای
س ر ب ا ز تو معنای زیبایی وطنی هستی که دستانت را برای همیشه به خاطر می سپارد
بمان و بدان که باران هنوز برای همه یکسان می بارد
( دیر دیر میام اما هستم هنوز هنوز هستم)
زیبا باشید و البته آزاد آزاد


