پاییز سلام دیرتر از همیشه او مدم اما .....
نیستم یا هستم
هستم هنوز هستم تا بودن باران
این روز ها همدم شبم همان همدم همیشه ها .. همان ........
دلتنگی آری هنوز هست تا هستیم هست
پاییز پاییز آه چقدر زیباست
شاعرانه هایم این روز ها کم شده اما هست
زنده ام
برگ های زردم آمده اند
پاییزم آمده است
و پاییزی هایی که هنوز یادم می کنند
من نیز به یادشان هستم
من با زمستانم آن زمستانی که برای من بهار است و خود عاشق آفتاب
چقدر این روزها زردم
( نبودم یه مدت شاید رسمش اینه اما سربازم و باید برم پسر ایرونی و مرز ها و درد هایش شکوه نیست
گلایه نیست شاید بهتر است بگویم نباید باشد همیشه آغازهایم با پاییز بوده این نیز این چنان
می نویسم باز می نویسم تا بمانم هر چند بی رحم است زمان )
بیان پیشم الهه من و تنها نذارین
آزاد آزاد آزاد باشید
و البته زیبا
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت
20:26 توسط ک.سالار |


